دلم از خیلی روزا با کسی نیست...

متن مرتبط با «ای بابا» در سایت دلم از خیلی روزا با کسی نیست... نوشته شده است

ولنتاین

  • نیلوبلاگ

    امروز با آبجیم راه افتادیم سمت راک آن، همون اول سروش زنگ زد و حال و احوال و تبریک ولنتاین!!!گفت میخواستم امروز بیام سمت مرکز ببینمت ولی بابا رفته شمال، باید بمونم دفتر و این حرفا...تهش گفت تو میتونی ب...

    ادامه مطلب
  • روزای خوب....

  • نیلوبلاگ

    بعد از حدود یه ربع که از خیابون 16 آذر بالا رفتیم و سعی میکردیم کاملا طبیعی از درسا صحبت کنیم: -مریم معلومه من چتم؟! تو فهمیدی؟! +من چی؟! معلومه چتم؟! هر بار که همو میبینیم، انگار وسط سکانس یه فیلمیم ...

    ادامه مطلب
  • برای تو مینویسم...

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم چیزایی که خودم از حرفام فهمیدم رو تو هم فهمیدی یا نه... شاید باورت نشه ولی از بین کلی سناریو که میتونستم درست کنم و بهت بگم تا تاثیرشم بیشتر بشه، من تصمیم گرفتم راستشو بگم... من میدونم خیلی همه چی مسخرس...به خاطر همین مسخره بودنش بود که خواستم بلاتکلیفی مسخره ی از طرف خودمو تمومش کنم...مثلا تو میگفتی نه و منم شاید ازین حرکتت بیشتر از الان خودم ناراحت میشدم و کم کم کار به تغییر حس دوست داشتن به تنفر میکشید و نهایتا تا دو ماه دیگه اوکی میشدم... ولی فکر کنم با این رفتار تو بیشتر از دو ماه ل...

    ادامه مطلب
  • وای خدایا :دی

  • نیلوبلاگ

    از پریشب تا حالا طی گشتنام توی پیجای آشناهاش، یه عکس ازش پیدا کردم که داره میرقصه و همزمان گوشیش دستشه...خیلی عکس داغونیه!!!! اصلا بدجوری سوژه شده! ^__^ منم یه استوری گذاشتم و با یه همچین فیگوری یه نقاشی کشیدم! واقعا فهمیدن اینکه خودشه فقط برای کسایی که از قضیه خبر داشتن آسون بود...نمیدونم چی شد فهمید!!!! فقط اون لبخندش و عینکش خیلی ضایع بود! ریپلای زد و استیکر متفکر فرستاد...فکر کنم فهمید! :| پرسیده پسره یا مرده؟! (آخه خدایی این سواله؟!) منم گفتم دختره که موهاش کوتاهه! :/ تا حالا تو...

    ادامه مطلب
  • این وابستگی مسخره...

  • نیلوبلاگ

    بدجوری وابسته شدم! :/ در حدی که اعصبامو بهم میریزه...! مریم نفله...

    ادامه مطلب
  • دنیای واقعی کدومه؟!

  • نیلوبلاگ

    یه زمانی از دنیای خیال شاکی بودم... ینی چی؟! همه چی الکیه...هیچی وجود خارجی نداره!!! ولی الان از یه بعد دیگه بهش نگاه کردم.... این دنیای خیالی به واسطه ی خیالی بودن و تحت کنترل بودنش، کاملا قابل اصلاحه...هرچیزی که حس کنم اذیت کنندس و دوست ندارمش رو عوض میکنم!!! خیلی ساده... گاهی وقتا بابام میگه از ک...

    ادامه مطلب
  • اون دنیای مهربون...

  • نیلوبلاگ

    یه زمانی راضی شده بودم به زندگی توی دنیای خیال... همه ی اتفاقای خوب و ایده آل توی ذهنم شکل میگرفتن و منو خوشحال میکردن!!!آدمای مهمی پا به زندگیم میذاشتن...گاهی اوقات توی خیابون هم باهاشون قدم میزدم... عاشقشون میشدم...ازشون دلخور میشدم... خلاصه همون چیزای ایده آل!!! همون معشوقه ای که میخواستم... همون...

    ادامه مطلب
  • پاییزه...

  • نیلوبلاگ

    امروز خیلی دلگیره...! ازون روزایی که نمیدونم دلم چی میخواد!!! فقط دلم گرفته... تو این روزا خیلی لوس میشم...هوا سرد شده!!! الان دانشگاهم! بالاخره نت دانشگاه وصل شد! حالم گرفتس... اصلا حس غریبی میکنم!!! مریم ناراحت...

    ادامه مطلب
  • بازگشت من به سوی اینجاست...

  • نیلوبلاگ

    و اما باز هم حس جدا بودن از آدما و دنیاشون...! خیلی وقتا یاد حرفای آبجیم میفتم! میگه که حس میکنه نه برای این زمانه و نه این مکان!!! خیلی وقتا منم همین حسو دارم! آدمایی مثل من یا آبجیم هیچوقت خودمونو آدمای کاملا خوشبخت نمیبینیم! آدمایی که از همون اول احساس کردن یه اشتباهی شده! آدمایی که هرچقدر هم به آرزوشون برسن، بازم یه آرزوی جدیدی میاد سراغشون که حالا حالاها نمیتونن بهش برسن! به اصطلاح آدمای زیاده خواه هستیم! و اما گاهی اوقات در حسرت لحظه ای قانع بودن...! خنده داره...مثل همین امروز! به دخترای ع...

    ادامه مطلب
  • این چه سریه؟!

  • نیلوبلاگ

    نمیفهمم... همه منو تکی گیر میارن و میچزونن اونوقت تو جمع میخوان وانمود کنن که کلی دوسم دارن و به فکرمن!!! امروز این قضیه رو مستقیما از بابام و آبجیم دیدم...! حداقل همیشه یه شکل باشید!!! به دوستام عادت کرده بودم ولی شماها رو فکرشو نمیکردم...! با اینکه قرار گذاشتم از هیچکی توقع نداشته باشم ولی خب مگه دلم چقد تحمل داره؟! اگه سنگم بود الان هیچی ازش نمونده بود! میتینگم دوباره به خاطر رفتارای مسخره ی افراد به ظاهر دوست خراب شد...ولی خیالم راحت شد که ایندفعه به جای اینکه سکوت کنم و خودمو به نفهمی بزنم،...

    ادامه مطلب
  • خدایا!!!!!

  • نیلوبلاگ

    اصلا گیر کردم روی 59 کیلو!!!! البته احتمال میدادیم ترازوئه مشکل داره...فکر میکنیم یه کیلو بیشتر نشون میده! در هر صورت که تا 50 کیلو شدن کلی راه دارم!!! خدایا این دختر کره ایا چرا اینقدر لاغرن؟! منم میخوام همونقدر بشم!! هرچند که همه دارن میگن دیگه چیو میخوای لاغر کنی! در هر صورت از امشب ساعت 12 باید رژیم بگیرم!!! تا سه روز!! باید سه کیلو کم کنم! امروز ورزش نرفتم...به خاطر عروسی! اصلا عذاب وجدان گرفتم! کهربا هم ندارم...خدایا معضل شده ها!!!! پوستمم داره خشک میشه...باید حواسم بهش باشه!!! مریم خوب...

    ادامه مطلب
  • ای بابا!!!

  • نیلوبلاگ

    ساعتای دانشگاهم افتضاحه!!! هرکاری میکنم، باشگاهو نمیتونم توش جا بدم!!! هرجور شده باید برم! :/ دلم میخواد الان خودزنی کنم!!! مریم عصبانی...

    ادامه مطلب
  • واییییییی!!!

  • نیلوبلاگ

    خیلی حجم کارام زیاده!!!! این کره ایا هم افکار آدمو یه جوری میکنن که حس میکنی فقط اونا خوشبختن و تو بدبخت ترینی!!! حالا درست نیست که آدم بخواد اینجوری حرف بزنه!!! انگار که ناشکری میکنه!!! ولی خداییش الان ما داریم زندگی میکنیم یا اونا؟؟؟؟؟ بگذریم! امروز خیلی بهم ریختم!!! جوری که دیگه خیلی شیک جلو همه گریه کردم!!! هیچوقت دیگه تا حالا اینجوری نشده بودم! مریم در حال حسرتxa0و له شدن زیر خروارها کار...

    ادامه مطلب