دلم از خیلی روزا با کسی نیست...

متن مرتبط با «بازگشت پریسا به من وتو» در سایت دلم از خیلی روزا با کسی نیست... نوشته شده است

مسیح زندگی من! :)

  • نیلوبلاگ

    همیشه حرفای عادی باهم زدیم...ابی رو میگم! :)) ولی همین حرفای عادیش، کلی حس خوب بهم میده... نمیدونم چرا با اینکه خیلی از زندگیش نمیدونم ولی شدیدا حس خوبی نسبت به این آدم دارم! شاید چون نسبت به من همیشه...

    ادامه مطلب
  • ازین به بعد...

  • نیلوبلاگ

    ازین جا به بعدش، خودت داری کرم میریزی...میشه مریم دیگه اصلا نری سراغش؟!خیلی جوابا رو تصور کردم...جوابای بد...طبق آمار، به هرچیزی که فکر کنم اتفاق نمیفته...به این که بگه ممنون لطف داری هم فکر کردم! :///این یه دونه حتما اتفاق میفته!!!!از استوریش، اسکرین گرفتم...حواسم نبود پیغامش میره! :|البته که مهم نیست...اون خودش دونستنیا رو میدونه...حالا چه اینستا بهش بگه...

    ادامه مطلب
  • آره من همونیم که اتفاقا خیلیم بی جنبس!!!!! :/

  • نیلوبلاگ

    وقتی پرسیدی "اوریانت پاتوق شده؟" حتی از همین که یه کوچولو حواست به استوریامه، کلی ذوق کردم...خدایا من هنوزم نمیفهمم چجوری جوگیر شدم و اینقدر ساده سریدم؟!(سر خوردم!)چرا دلم میخواد تا صبح بنویسم؟! *__*مریم نفله+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 0:15&nbsp توسط مریم  |  Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • من و تهران...

  • نیلوبلاگ

    مریم هستم 17 سالمه و سه تار و گیتار میزنم رشته ام گرافیکه! همیشه دلم میخواد یه هنرمند کامل بشم...این وبلاگو واسه این درست کردم تا حرف های دلمو چیزایی که توی دلم میگذره ولی هیچ وقت نتونستم به کسی بگمو بنویسم!!!!وبلاگ اصلیم این نیست!!!!پروفایلم فعاله!...

    ادامه مطلب
  • بازگشت من به سوی اینجاست...

  • نیلوبلاگ

    و اما باز هم حس جدا بودن از آدما و دنیاشون...! خیلی وقتا یاد حرفای آبجیم میفتم! میگه که حس میکنه نه برای این زمانه و نه این مکان!!! خیلی وقتا منم همین حسو دارم! آدمایی مثل من یا آبجیم هیچوقت خودمونو آدمای کاملا خوشبخت نمیبینیم! آدمایی که از همون اول احساس کردن یه اشتباهی شده! آدمایی که هرچقدر هم به آرزوشون برسن، بازم یه آرزوی جدیدی میاد سراغشون که حالا حالاها نمیتونن بهش برسن! به اصطلاح آدمای زیاده خواه هستیم! و اما گاهی اوقات در حسرت لحظه ای قانع بودن...! خنده داره...مثل همین امروز! به دخترای ع...

    ادامه مطلب
  • من چمه؟!

  • نیلوبلاگ

    به طرز مسخره ای چند ساعته که حالم خوب نیست... میخواستم فردا برم تجریش و عکس بندازم ولی اینقدر حالم گرفتس که ترجیح میدم بگیرم بخوابم! از این جور حالا متنفرم... حتی کهربا رو هم کامل نکردم! الان قیافم پوکر مونده! :| امروز از حقم دفاع کردم ولی حالم خوب نیست... دوباره پوست صورتمم خراب کردم! هععییییی روزگار غریب! مریم بد...

    ادامه مطلب
  • تجربه ی تکی...

  • نیلوبلاگ

    امروز که رفتم کارتمو بگیرم، تنها بودم... دنیای جدیدی بود! برگشتنی رفتم انقلاب و تا تئاتر شهر رو پیاده اومدم... البته خیلیم تنها نبود...ینی با هندزفریم بودیم! برگشتنی تصمیم گرفتم برم خونه ی یکی از دوستای قدیمی...! داشت حالم بهم میخورد...یه ذره ی راهو پیاده اومدم و کلی تا پسر زحمت کش میخواستن مسافر کشی کنن...خدایا آخه اینا دیگه کین؟! دوستم همچنان تو فاز شوهر بود! برام جالب بود که بحث خاطرات مسخره ی زندگیم که شد، مثل قبل غصه نخوردم و میخندیدم!! اما بحث علایق که شد، براش خیلی عجیب بودم! حرفایی که زد...

    ادامه مطلب
  • من گشنمه...! :/

  • نیلوبلاگ

    به لطف خواهر عزیزم عروسی نرفتم...! چون موهاشو اونجوری که میخواست نمیتونستم درست کنم، مجبورم کرد موهامو که برام درست کرده بود بشورم!! منم گفتم سرم درد میکنه و نرفتم!!! برعکس خیلی وقتا که ادعاش میشه به فکرمه، کاملا بی رحمه! بعد از گندی که زد، گفت بیا موهاتو دوباره درست کنم!!! ولی خب این وسط دلم خیلی شکسته بود!!! اگه میرفتم فک کنم وسط عروسی گریه ام میگرفت! با اینکه میدونست از بعد کنکور تا حالا همش منتظر یه برنامه ی شادم، همه چیو خراب کرد!! با گریه های الانم، دروغمم به راست تبدیل شد!!! سرم درد گرفت!...

    ادامه مطلب
  • رتبه 2

  • نیلوبلاگ

    رتبه ام 2 شد!! مثل یه احمق زیاده خواه گریه کردم... آدماییو دیدم که رتبشون خیلی از من پایین تر بود ولی ازینکه خدا هواشونو داشته تشکر کرده بودن...! من چی؟! لحظه ای که رتبمو فهمیدم، اولین جمله ای که تو ذهن مریضم اومد، این بود: خدا زدی پس کله ام؟! بله دیگه اینجوریاس...واسه همینه که هیچوقت دلم شاد نیست!!! و به شوخی هم بهم گفته میشه که چرا یک نشدی؟! تو باید یک میشدی!!! زندگی همینه... آدمایی مثل من هیچوقت خوشحال نیستن!! دلیل این شاد نبودنو خیلی خوب میدونم... این بی انگیزگیا!! آخه کیه که دوست نداشته باش...

    ادامه مطلب