دلم از خیلی روزا با کسی نیست...

متن مرتبط با «عيد مار الياس» در سایت دلم از خیلی روزا با کسی نیست... نوشته شده است

عید ما...

  • نیلوبلاگ

    امروز از خواب بیدار شدم و رفتم پایین که پدرجان با نون تازه اومد خونه! درو که براش باز کردم عین گیجا نگاهش کردم و گفت علیک سلام! هردومون خندمون گرفت...ولی حس میکنم که حس میکنه این کارام غرض ورزانس! :/ بعد صبونه کلی از شعرای مولانا برای من و آبجی محترم خوند! خب من ازونجایی که یکم ذهنم مشغول بود، خیلی نفهمیدم! اما یه جاییش انسان و خدا رو به نخود و آشپز تشبیه کرده و چیزای جالبی گفته بود! یکمی جدیدا حسودیم میشه...انگار بود و نبود من فرقی نداره...یکسره روی صبحتش به آبجیم بود...! دیشبم همینجوری بود! خی...

    ادامه مطلب