
به خودم قول داده بودم دیگه نیام اینجا چس ناله کنم.... ولی اشتباه کردم!!!! گاهی وقتا مرور همین خاطرات کلیییی حال خوب برای آدم میاره...شایدم نه... الان دو ماه و یه روزه که با سروش کاتم! البته شایدم کمتر...
ادامه مطلب
همیشه حرفای عادی باهم زدیم...ابی رو میگم! :)) ولی همین حرفای عادیش، کلی حس خوب بهم میده... نمیدونم چرا با اینکه خیلی از زندگیش نمیدونم ولی شدیدا حس خوبی نسبت به این آدم دارم! شاید چون نسبت به من همیشه...
ادامه مطلب
این چند ماه داره مثل فیلم از جلوی چشمم میگذره!فکر کنم 28 شهریور بود که توی ذهنم همه چیز خیلی فانتزی شکل گرفته بود و با ذوق برای اولین بار جلوی دو تا از دوستام حرفایی که توی ذهنم بود، مستقیما گفتم!(بعله خب من هیچوقت راستشو نمیگم...)با شوق رفتیم توی خیابون موسوی و دیدیم که گویا جمع کرده!انگار یه لحظه اون دنیای فانتزی خاموش شد!!!!ولی فکرم مشغول بود اما بروز نمیدادم!همزمان درگیر رانندگی بودم و هی رد میشدم!!!!تنهایی توی خیابونا راه میرفتم و مینشستم توی کافه ها و توی دفترچه ی کوچیکی که کسی به غیر از خ...
ادامه مطلب
اگه یه حرفیو به موقعش نزدی دیگه نمیخواد هیچوقت بگیش... فقط حواستو برای دفعه ی بعدی جمع کن! آخ که اگه به این حرف توجه میکردم همه چیز همیشه درست پیش میرفت... من باختم...مثل همیشه! ولی حداقل باید حواسم به ازین به بعدم باشه! دنیا و همه ی آدماش، گاهی وقتا اینقدر بی رحم میشن که تو هیچ کاری نمیتونی در مقابلشون بکنی! تو فقط باید حواست به زمان باشه...کم کم سیاستمدار هم میشی! چون به موقع حرف میزنی! اصلا یکی از اصول سیاستمدار بودن، به موقع بودنه!! حالا از امروز شروع کن...هیچوقت دیر نیست! برای روزا و اتفاقا...
ادامه مطلب
خیلی عجیبه...! هروقت با بابام حرف میزنم، حس میکنم میدونه الان تو زندگیم چه خبره!!! اصلا همیشه همه چیو میدونه!!! خدا رو شکر میتینگو خودشون کنسل کردن...ولی اون حرفی که میخواستم بزنم موند! اگه برسم بعد دندون پزشکی میرم مهمونی شاگردم! کلا جمع، جمع معماریاس!!! دوست دارم رفتم خونشون گیتار بزنم ولی فک کنم به مدل جمع نیاد! حالا ببینیم چی میشه! صبح یکمی با حس و حال بدی بیدار شدم...ولی سعی کردم خیلی زود از خودم دورش کنم! باید فکر کنم، ببینم چه خوابی دیدم که اینجوری بیدار شدم! مریم معمولی...
ادامه مطلب
این روز سختم گذشت!!! ولی دندون پزشکی نرفتم! ایشالا فردا باید برم!! اما بقیه رو انجام دادم!!! دانشگاهم فوق العادس...شبیه یه شهره!!! خدا رو شکر با یه سری از اون آفتای زندگیم توی یه ترم نیستم! احتمالا دوران خوبی باشه!! یکی یه ذره آینده ی کهربا رو درست حدس زد! هر چند خیلیم درست نبود!! احتمالا فردا میتینگ رو هم بگیریم...باید حرفای مهمی بزنم! امروز از رفتارم با اطرافیان راضی بودم!!! آفرین مریمی!!! مریم خوب...
ادامه مطلب